مجموعة مؤلفين
278
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
ژاپنىها اقدام به جنگ روسهاكرده ، كه جميع اهل دنيا مىگفتند ، هفتهاى بيشتر نمىكشد كه تمام ژاپن را روس ها متصرف بشوند ، چون خواست خداوند نبود كه روسها متصرف ژاپون بشوند ، اين هم شد . خداوند كه خواست ، غيرتى به اهل ژاپن داده است كه دو جوان اهل ژاپن رفته به خانه خود ، مادرهاى آنها به آنها گفتند ، بىجهت شما نرفته لباس نظام بپوشيد وبرويد كه شما فداى نگهدارى وطن اصلى شويد . كه اجنبى متصرف و تحكم بهمملكت نكنند . آن دو جوان گفتند ، كه امير قشون و اهل ملت ما را لبيك نگفتند . گفتند ، شما ها مادر داريد اگر خودتان جنگ نمائيد كسى نيست متحمل خدمت مادرهاى شما بشود و اگر شما تلف شويد ، مادرهاى شما بىپرستار مى مانند . اين دو شيره زن به دوجوان خود گفتند ، شما برويد غذايى بخوريد راحتى بكنيد . بعدازدو ، سه ساعت بيائيد ما جواب شما را نوشته ملاحظه نمائيد . اين جوان رفته بعداز دو سه ساعت نزد مادرها آمدند ، ديدند كه مادرهاى خود ، سم بادام تلخ كه فورى كشتنده است ، خورده اند . و هر دو وصيت نامچه نوشته كه مى كشيم [ 95 ] كه اى جوانان ما ، ما خود را تصدق وطن نموديم به جهت اين كه شما از زحمت محافظت ما آسوده باشيد . به شما و جميع اهل وطن وصيت مىكنيم به جهت اين كه در زير تحكم ملت خارجى نرويد تا جان داريد ، جنگ بكنيد حتى يك نفر از اهل ملت ژاپن بماند بجز از رياست اهل مذهب و ملت خودمان به حكم احدى را قبول نكنيد . [ بى نظمى و خرابى ايران ] چه عرض بكنم از غيرتمندى مسلمانى ما كه افتخار دارند كه فلان شاهزاده و يا حكمران يا فلان تاجرهم وطن اهل ايران كه چگونه پيش محبوب فلان دولت يافلان فرنگى ، اين بىغيرتى اهل